شعر و دکلمه
شعر و دکلمه

شعر و دکلمه

همین صدا - عبدالجبار کاکایی


صدا ، همین صدا، همین صدا بود

درست ابتدای ماجرا بود

 

نفس شکست و در صدایمان ریخت

صدا ولی هنوز نارسا بود

 

سلام و انتظار و ترس و لبخند

و تازه اولین قرار ما بود

 

 دلم ز پیله اش جدا نمی شد

پرنده ای که در قفس رها بود

 

صدا ترانه خواند و عاشقم کرد

صدا، همین صدا، همین صدا بود


عبدالجبار کاکایی