شعر و دکلمه
شعر و دکلمه

شعر و دکلمه

گنجشک کوچک من باش - احمد شاملو


به تو گفتم: «گنجشک کوچک من باش

تا در بهار تو من درختی پرشکوفه شوم.

و برف آب شد، شکوفه رقصید، آفتاب درآمد.

من به خوبی ها نگاه کردم و عوض شدم

من به خوبی ها نگاه کردم

چرا که تو خوبی و این همه اقرارهاست،

بزرگ ترین اقرارهاست.

من به اقرارهایم نگاه کردم

سال بد رفت و من زنده شدم

تو لبخندی زدی و من برخاستم

دلم می خواهد خوب باشم

دلم می خواهد تو باشم و

برای همین راست می گویم

نگاه کن

با من بمان...

 

احمد شاملو

از دفتر: هوای تازه