شعر و دکلمه
شعر و دکلمه

شعر و دکلمه

چون نمی‌بینم جمال روی دوست - عطار

گر من اندر عشق مرد کارمی

از بد و نیک و جهان بیزارمی

 

کفر و دین درباختم در بیخودی

چیستی گر بیخود از دلدارمی

 

کاشکی گر محرم مسجد نیم

محرم دردی‌کش خمارمی

 

کاشکی گر در خور مصحف نیم

یک نفس اندر خور زنارمی

 

در دلم گر هیچ هشیاریستی

از می غفلت دمی هشیارمی

 

چون نمی‌بینم جمال روی دوست

زین مصیبت روی در دیوارمی

 

گر ندارم از وصال او نشان

باری از کویش نشانی دارمی

 

گر مرا در پرده راهستی دمی

محرم او زحمت اغیارمی

 

گر نبودی راه از من در حجاب

من درین ره رهبر عطارمی

 

عطار

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.