-
بیتابی - فاضل نظری
یکشنبه 15 شهریور 1394 07:53
بی قرار توام و در دل تنگم گله هاست آه بی تاب شدن، عادت کم حوصله هاست همچو عکس رخ مهتاب که افتاده در آب در دلم هستی و بین من و تو فاصله هاست آسمان با قفس تنگ چه فرقی دارد بال وقتی قفس پرزدن چلچله هاست بی تو هر لحظه مرا بیم فروریختن است مثل شهری که به روی گسل زلزله هاست باز می پرسمت از مساله ی دوری و عشق و سکوت تو جواب...
-
هبوط در کویر - قیصر امین پور
شنبه 14 شهریور 1394 07:52
اول آبی بود این دل، آخر اما زرد شد آفتابی بود، ابری شد، سیاه و سرد شد آفتابی بود، ابری شد، ولی باران نداشت رعد و برقی زد ولی رگبار برگ زرد شد صاف بود و ساده و شفاف، عین آینه آه، این آیینه کی غرق غبار و گرد شد؟ هرچه با مقصود خود نزدیکتر می شد، نشد هرچه از هر چیز و هر ناچیز دوری کرد، شد هر چه روزی آرمان پنداشت، حرمان شد...
-
پنهانت می کنم پشتِ پرده ها - گروس عبدالملکیان
جمعه 13 شهریور 1394 08:23
پنهانت می کنم پشتِ پرده ها زیر پوست در دکمه در دهان پدیدار می شوی در ندیدارها ... دست بر دهانت می گذارم و پنهانت می کنم در مرگ ... تابوت را می بندم و تاریکی ِ تو را از تاریکی ِجهان جدا می کنم . خودم را می زنم به آن راه که تو نیستی ریشم بلند می شود بلند می شوم خودم را می زنم به بیداری به خواب که سخت است نبضت مدام بگوید...
-
با هم بیاین دعا کنیم - مسعود فردمنش
چهارشنبه 11 شهریور 1394 18:30
با هم بیاین دعا کنیم خدامونو صدا کنیم که آسمون بباره فراوونی بیاره ازش بخوایم برامون سنگ تموم بذاره * راهها ی بسته وا شه هیچکی غریب نباشه صورت و شکل هیچکس مردم فریب نباشه ** شفا بده مریضو خط بزنه ستیزو رو هیچ دیوار و بومی نخونه جغد شومی *** خودش می دونه داره هر کسی آرزویی این باشه آرزومون نریزه آبرویی **** دعا کنیم...
-
به رقص آمد سر پنجه های رنجورش - حامد ابراهیم پور
چهارشنبه 11 شهریور 1394 15:59
به رقص آمد سر پنجه های رنجورش به شادمانی عادت نداشت تنبورش به رقص آمد و زن روی ماسه ها رقصید خبر رسید به عشّاق جورواجورش یکی به آب زد و زیر موج ها گم شد یکی دوید پیِ بسته ی سیانورش ! یکی سیاه شد و مثل مرده ها یخ زد و آسمان را پر کرد بوی کافورش شلال گیسوی زن مثل تاک می رقصید و زیر پیرهنش خوشه های انگورش ـ که سفت می...
-
از روزهای رد شده حرفی نزن ، ولی - حامد ابراهیم پور
چهارشنبه 11 شهریور 1394 15:57
از روزهای رد شده حرفی نزن ، ولی بوی تو را گرفته سکون بدن ، ولی نفرت از این دو حرف مرا داغ می کند : این عنکبوت ماده با نام زن ، ولی آسوده باش ! نفرت شاعر شکستنی ست مثل غرور ، مثل دل گیج من ، ولی باور نکردنی ست ، مرا دفن می کنی باور نکردنی ست بدون کفن ، ولی شاعر ـ که مُرده است ـ فقط شعر می شود از آن دو تا پرنده ی در...
-
حیران نشسته ماه - فریدون مشیری
سهشنبه 10 شهریور 1394 16:55
حیران نشسته ماه به تنها نشستنم وین قطره قطره اشک به مژگان شکستنم دیوانگی نباشد اگر شور عاشقی است شب تا سحر نگاه به مهتاب بستنم فریدون مشیری
-
دیوانه - حامد ابراهیم پور
سهشنبه 10 شهریور 1394 16:00
کاری نمی شود کرد کاری نمی شود کرد شاید بهتر بود سایه ی دستهایت را قرض می گرفتم تا شبها از تاریکی ترسم نگیرد امّا کاری نمی شود کرد سرم درد دارد سینه ام درد دارد سایه ام درد دارد تو را ترک کرده ام ترک کردن همیشه درد دارد بگذار دلم را دور بیندازم بوی عشق تو را می دهد ! ¨ حاجیه خانم را به اتاق راه نداده ام در اتاق های...
-
طُرفهی سهگانهی ماهور - سید علی صالحی
دوشنبه 9 شهریور 1394 15:52
شبِ اول : عروسکش را هم با خودش بُرده بود، دخترِ کمسن و سالِ حجلهی مجبور . شب دوم : بیوهی بازمانده از هجرتِ هفتم درگاهِ خانه را محکم کلون میکند، وقتِ غروب رَدِ پایِ مردی بر برف دیده بود . شب سوم : سه ماه و دو روز است نوهی کوچکش را ندیده است مادربزرگ، دوباره به حضرتِ حافظ نگاه میکند، راهِ خراسان خیلی دور است . سید...
-
غم مخور ، معشوق اگر امروز و فردا میکند - کاظم بهمنی
دوشنبه 9 شهریور 1394 09:48
غم مخور ، معشوق اگر امروز و فردا میکند شیر دوراندیش با آهو مدارا میکند زهر دوری باعث شیرینی دیدارهاست آب را گرمای تابستان گوارا میکند جز نوازش شیوه ای دیگر نمیداند نسیم دکم? پیراهنش را غنچه خود وا میکند روی زرد و لرزشت را از که پنهان میکنی ؟ نقطه ضعف برگها را باد پیدا میکند دلبرت هرقدر زیباتر ، غمت هم بیشتر پشت عاشق...
-
اگر چه بین من و تو هنوز دیوار است - محمد سلمانی
چهارشنبه 4 شهریور 1394 16:24
اگر چه بین من و تو هنوز دیوار است ولی برای رسیدن بهانه بسیار است بر آن سریم کزین قصه دست برداریم مگر عزیز من! این عشق دست بردار است ؟ کسی به جز خودم ای خوب من، چه می داند که از تو از تو بریدن چقدر دشوار است مخواه مصلحت اندیش و منطقی باشم نمیشود بخدا پای عشق در کار است تو از سلاله ی سوداگران کشمیری که شال ناز تو را...
-
پرواز اعتماد - مارگوت بیکل
چهارشنبه 4 شهریور 1394 08:40
پرواز اعتماد را با یکدیگر تجربه کنیم . وگرنه میشکنیم بالهای دوستیمان را . مارگوت بیکل ترجمه: احمد شاملو
-
کاش می شد مُرد - علیرضا روشن
سهشنبه 3 شهریور 1394 12:58
کاش می شد مُرد مثل راه رفتن خوابیدن خرید کردن کاش می شد خواست و مُرد علیرضا روشن
-
آمده از جایی دور - سید علی صالحی
دوشنبه 2 شهریور 1394 16:03
آمده از جایی دور، اما زاده زمین ام . امانت دار آب و گیاه، آورنده آرامش و اعتبار امیدم . من به نام اهل زمین است که زنده ام . زمین با سنگ ها و سایه هایش، من با واژه ها و ترانه هایم، هر دو زیستن در باران را از نخستین لذت بوسه آموخته ایم . زمین در تعلق خاطر من و من در تعلق خاطر تو کامل ام . ما همه اگرچه زاده سرزمین تخیل و...
-
پلنگ خال خال نیست - علیرضا روشن
دوشنبه 2 شهریور 1394 12:51
پلنگ خال خال نیست داغ ِ صد هزار هِلال ِ سوخته بر تن دارد در فراق ِ ماه علیرضا روشن
-
چه شب بدی ست امشب، که ستاره سو ندارد - حسین منزوی
چهارشنبه 28 مرداد 1394 16:54
چه شب بدی ست امشب، که ستاره سو ندارد گل کاغذیاست شب بو، که بهار و بو ندارد چه شده ست ماه ما را، که خلاف آن شب، امشب ز جمال و جلوه افتاده و رنگ بو ندارد؟ دل من اگر تو جامش، ندهی ز مهر، چاره به جز آن که سنگ کوبد، به سر سبو ندارد به کسی که با تو هر شب، همه شوق گفت و گو بود چه رسیده ست کامشب، سر گفت و گو ندارد چه نوازد...
-
شوق سفر - حامد ابراهیم پور
سهشنبه 27 مرداد 1394 16:09
تو میتوانی شوق سفر نداشته باشی دوباره حوصله ی دردسر نداشته باشی تو میتوانی میل سفر اگر که بیاید به آسمان بزنی، همسفر نداشته باشی و یا عجیب تر از این، تو میتوانی حتی به آسمان بپری، بال و پر نداشته باشی تو میتوانی یک کوچه ی غریب بمانی که در تمامی شب رهگذر نداشته باشی تو میتوانی هرسو که خواستی بگریزی و یک قدم طرف خانه بر...
-
خدمت شروع شد، تاریک و تـو بـه تـو - حامد عسکری
یکشنبه 25 مرداد 1394 17:22
خدمت شروع شد، تاریک و تـو بـه تـو بی عکس نامزدش، بی عکس «آرزو » شب های پادگان، سنگین و سرد بود آخـر خدا چرا؟... آخـر خدا چگو .... نه... نه نمی شود، فریاد زد: برقص ... در خنده ی فـروغ، در اشک شاملو ... توی کلاهِ خود، لاتین نوشته بود "Your hair is black, Your eyes are blue" « - : خاتون تو رو خدا،سر به سرم نذار...
-
ملال پنجره را، آسمان به باران شست - حسین منزوی
پنجشنبه 22 مرداد 1394 16:51
ملال پنجره را، آسمان به باران شست چهار چشم غبارینش، از غباران شست از این دو پنجره اما، از این دو دیده ی من، مگر ملال تو را می شود، به باران شست؟ امان نداد زمان تا منت نشان بدهم که دست می شود از جان، به جای یاران شست گذشتی از من و هرگز گمان نمی بردم که دست می شود اینسان، ز دوستاران شست تو آن مقدس بی مرگی، آن همیشه، که...
-
دست مرا باید برید - سیمین بهبهانی
چهارشنبه 21 مرداد 1394 17:01
دوستان ! دست مرا باید برید ! دشنه یی! تا درد خود درمان کنم : نقش چشمی درکف دست من است؛ همتی! کین نقش را پنهان کنم هر شبانگه کافتاب دلفروز روشنی را از جهان وا می گرفت، چشم او می آمد و، پر خون ز خشم در کنار بسترم جا می گرفت شعله می انگیخت در جانم به قهر کاین تویی ای بی وفا ای خویشکام ؟ داده نقد دل به مهر دیگران غافل از...
-
واپسین نفس - مارگوت بیکل
چهارشنبه 21 مرداد 1394 08:31
پش از آنکه واپسین نفس را برآرم پیش از آنکه پرده فرو افتد پیش از پژمردن آخرین گل بر آنم که زندگی کنم بر آنم که عشق بورزم برآنم که باشم در این جهان ظلمانی در این روزگار سرشار از فجایع در این دنیای پر از کینه نزد کسانی که نیازمند منند کسانی که نیازمند ایشانم تا دریابم ، شگفتی کنم ، باز شناسم که می توانم باشم ، که می...
-
کاش می شد که عمر این شب ها ، مثل موهای مشکی ات کوتاه - رویا باقری
چهارشنبه 21 مرداد 1394 07:58
کاش می شد که عمر این شب ها ، مثل موهای مشکی ات کوتاه به خودم وعده می دهم که برو! ته این جاده می رسد تا ماه! بیست سال است یک نفر دارد، در دلم انتظار میکارد بیست سال است دوستت دارم، از همان عصر دوم دی ماه که خدا آفرید دستم را بسپارد به دست های خودت بسپارد به دست های کسی ? که ندارد از عاشقی اکراه شاید از ازدحام دلتنگی ست...
-
شعر چیزی نیست - علیرضا روشن
سهشنبه 20 مرداد 1394 12:53
شعر چیزی نیست لحنِ گفتن «دوستت میدارم» است من لال و کور و فلج و بیدست و پا شوم اگر شعر نتوانم گفت شاید اما دوستت خواهم داشت حتمن! علیرضا روشن
-
یک برکه ی پر قو و یا بوم دورنگ است؟ - رویا باقری
سهشنبه 20 مرداد 1394 08:06
یک برکه ی پر قو و یا بوم دورنگ است؟ بین دوقبیله، سرِ چشمان تو جنگ است! چشمان تو مستعمره ی من شده امروز تیمور اگر در طلب فتح تو لنگ است! مثل غزل پخته ی سعدی ست نگاهت هربار مرورش بکنم باز قشنگ است وقتی تو نباشی ، چه امیدی به بقایم؟! این خانه ی بی نام و نشان، سهم کلنگ است باید که به صحرا بزنم گاه گداری این شهر برای منِ...
-
نشانه پرسش - قیصر امین پور
سهشنبه 20 مرداد 1394 07:55
چرا همیشه همین است آسمان و زمین؟ زمان هماره همان و زمین همیشه همین اگر چه پرسش بی پاسخی است می پرسم چرا همیشه چنان و چرا همیشه چنین؟ چرا زمین و زمان بی امان و بی مهرند؟ زمان زمانه قهر و زمین زمینه کین؟ حدیث آدمی و چرخ آسیاب زمان حدیث جام بلور است و صخره سنگین هزار شاید و آیا به جای یک باید گمان کنم، به گمانم نشسته جای...
-
اگر مرا دوست نداشته باشی - رسول یونان
دوشنبه 19 مرداد 1394 16:53
اگر مرا دوست نداشته باشی دراز میکشم و میمیرم مرگ، نه سفری بیبازگشت است و نه ناگهان محو شدن مرگ، دوست نداشتن توست درست آن موقع که باید دوست بداری.. رسول یونان
-
مرا ببخش عزیزم - حامد ابراهیم پور
دوشنبه 19 مرداد 1394 16:02
مرا ببخش عزیزم اگر که بد بودم در آسمان کس دیگری رصد بودم تو – سیندرلا خوشبخت می شود – بودی کلاغ قصه به مقصد نمی رسد بودم تو ماه بودی و من رودخانه ای تاریک که در خیالِ خودم غرق جزر و مد بودم ... مرا ببخش عزیزم، مرا ببخش ولی ـ اگرچه ظاهر یک داستان فراهم بود کتاب کوچک ما فصل آخرش کم بود تو شاد زاده شدی ، تا سپید بخت شوی...
-
چون شیر عاشقی که به آهوی پرغرور - حامد عسکری
چهارشنبه 14 مرداد 1394 17:40
چون شیر عاشقی که به آهوی پرغرور من عاشقم به دیدنت از تپه های دور من تشنه ام به رد شدنت از قلمرو ام آهو ! بیا و رد شو از این دشت سوت و کور رد شو که شهر گل بدهد زیر ردِّ پات اردیبهشت هدیه بده ضمنِ هر عبور آواره ی نجابت چشمان شرجی ات توریست های نقشه به دست بلوند و بور هرگاه حین گپ زدنت خنده می کنی انگار...
-
به خودت نگیر شیشهی پنجره - علیرضا روشن
سهشنبه 13 مرداد 1394 12:48
به خودت نگیر شیشهی پنجره تمیزت میکنند که کوه را بیغبار ببینند و آسمان را بیلکه به خودت نگیر شیشه تمیزت میکنند که دیده نشوی ! علیرضا روشن
-
گیرا تر از چشم تو هم درگیر خواهد شد - حسین زحمتکش
دوشنبه 12 مرداد 1394 18:05
گیرا تر از چشم تو هم درگیر خواهد شد زیبا ترین معشوقه روزی پیر خواهد شد امروز تعبیرم کن اما خاطرت باشد خوابی که یوسف دیده هم تعبیر خواهد شد مردی که عمری تشنه ی جام محبت بود یک روز از این نا مهربانی سیر خواهد شد غره مشو این امپراطوری قدرت مند با حمله ی مشتی مغول تسخیر خواهد شد دستی بجنبان تا که امروز تو زیبا ییست دستی...