-
دیشب ای بهتر ز گل در عالم خوابم شکفتی - سیمین بهبهانی
پنجشنبه 25 آذر 1395 16:10
دیشب ای بهتر ز گل در عالم خوابم شکفتی شاخ نیلوفر شدی در چشم پر آبم شکفتی ای گل وصل از تو عطر آگین نشد آغوش گرمم گرچه بشکفتی ولی در عالم خوابم شکفتی برلبش ای بوسه ی شیرین تر از جان غنچه کردی گل شدی بر سینه ی همرنگ سیمایم شکفتی شام ابرآلود طبعم را دمی چون روز کردی آذرخشی بودی و در جان بی تایم شکفتی یک رگم خالی نماند از...
-
صلاح کار کجا و من خراب کجا - حافظ
چهارشنبه 24 آذر 1395 18:21
صلاح کار کجا و من خراب کجا ببین تفاوت ره کز کجاست تا به کجا دلم ز صومعه بگرفت و خرقه سالوس کجاست دیر مغان و شراب ناب کجا چه نسبت است به رندی صلاح و تقوا را سماع وعظ کجا نغمه رباب کجا ز روی دوست دل دشمنان چه دریابد چراغ مرده کجا شمع آفتاب کجا چو کحل بینش ما خاک آستان شماست کجا رویم بفرما از این جناب کجا مبین به سیب...
-
چرا برای تو این حرف ساده روشن نیست - ناصر فیض
چهارشنبه 24 آذر 1395 16:54
چرا برای تو این حرف ساده روشن نیست؛ پُر است این چمدان از تو، چیزی از من نیست سفر همیشه به نام تو می شود آغاز که بی حضور تو تکلیف جاده روشن نیست چگونه نشکنم ای عشق! ای عذاب بلیغ! دل است این که به من داده اند، آهن نیست فریب وسوسه خوردن گناه آدم بود گناه آدم و حوّا که سیب خوردن نیست! نگاه کن! همه چیز از نگاه من پیداست...
-
هر شب برای من دو سه ـ رویا می آوری - غلامرضا طریقی
چهارشنبه 24 آذر 1395 08:52
هر شب برای من دو سه ـ رویا می آوری خورشیدی و ستاره به دنیا می آوری! با یک پیاله آب خوش و چند پُک هوا مثل گذشته، حال مرا جا می آوری تنها معلّمی تو که از این همه کتاب زنگ حساب دفتر انشا می آوری! در آیه نخست اشارات هر شبت «والّیل» را به خاطر لیلا می آوری! گاهی مرا که در دل تو جا نداشتم می خوانی و بهانه ی بی جا می آوری!...
-
اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را - حافظ
سهشنبه 23 آذر 1395 18:22
اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را بده ساقی می باقی که در جنت نخواهی یافت کنار آب رکن آباد و گلگشت مصلا را فغان کاین لولیان شوخ شیرین کار شهرآشوب چنان بردند صبر از دل که ترکان خوان یغما را ز عشق ناتمام ما جمال یار مستغنی است به آب و رنگ و خال و خط چه حاجت روی زیبا را من از آن...
-
نمی داند دل تنها میان جمع هم تنهاست - فاضل نظری
سهشنبه 23 آذر 1395 17:41
نمی داند دل تنها میان جمع هم تنهاست مرا افکنده در تنگی که نام دیگرش دریاست تو از کی عاشقی؟ این پرسش آیینه بود از من خودش از گریه ام فهمید مدت هاست مدت هاست به جای دیدن روی تو در «خود» خیره ایم ای عشق! اگر آه تو در آیینه پیدا نیست عیب از ماست جهان بی عشق چیزی نیست جز تکرار یک تکرار اگر جایی به حال خویش باید گریه کرد...
-
فال نیک - قیصر امین پور
سهشنبه 23 آذر 1395 09:05
گفتی: غزل بگو! چه بگویم؟ مجال کو؟ شیرین من، برای غزل شور و حال کو؟ پر می زند دلم به هوای غزل، ولی گیرم هوای پر زدنم هست، بال کو؟ گیرم به فال نیک بگیرم بهار را چشم و دلی برای تماشا و فال کو؟ تقویم چارفصل دلم را ورق زدم آن برگهای سبِِِِزِِِ سرآغاز سال کو؟ رفتیم و پرسش دل ما بی جواب ماند حال سؤال و حوصله قیل و قال کو؟...
-
غزل شماره ۳ - غزاله صبا - شهریار
سهشنبه 23 آذر 1395 08:49
به چشمک اینهمه مژگان به هم مزن یارا که این دو فتنه بهم می زنند دنیا را چه شعبده است که در چشمکان آبی تو نهفته اند شب ماهتاب دریا را تو خود به جامه خوابی و ساقیان صبوح به یاد چشم تو گیرند جام صهبا را کمند زلف به دوش افکن و به صحرا زن که چشم مانده به ره آهوان صحرا را به شهر ما چه غزالان که باده پیمایند چه جای عشوه...
-
تکـه یخی که عـاشـق ابــر ِ عـذاب می شود - کاظم بهمنی
سهشنبه 23 آذر 1395 08:19
تکـه یخی که عـاشـق ابــر ِ عـذاب می شود سر قـرار عـاشـقی همیـشـه آب می شود به چشم فرش زیـر پـا سقف که مبتلا شود روز وصـالشان کسی خانه خـراب می شود کـنـار قـله های غـم نخوان برای سـنـگ ها کوه که بغض می کند سنگ،مذاب می شود بـاغ پر از گُلی که شب نظر به آسـمـان کند صبح به دیگ می رود ؛ غنچه گلاب می شود چه کـرده ای تـو بـا...
-
تار گیسوی تو درمشت گره خورده ی باد - احسان افشاری
دوشنبه 22 آذر 1395 16:08
تار گیسوی تو درمشت گره خورده ی باد خبر از خانه ی ویران شده در مه می داد من همان نامه ی نفرین شده بودم که مرا بارها خط زد و تا کرد ولی نفرستاد داس بر ساقه ی گندم زدی و بی خبری آه یک مزرعه در پشت سرت راه افتاد هر چه فریاد زدم ، کوه جوابم می کرد غار در کوه چه باشد ؟ : دهنی بی فریاد داشتم خواب شفایی ابدی می دیدم که تو از...
-
وقتی تو نیستی ... - حسین منزوی
دوشنبه 22 آذر 1395 15:15
وقتی تو نیستی ... شادی کلام نامفهومی ست ! و " دوستت می دارم " رازی ست ، که در میان حنجره ام دق میکند ! و مـــَـن چگونه بی تو نگیرد دلم ؟ اینجا که ساعت وآیینه و هوا ، به تو معتادند ... حسین منزوی
-
لب بر لبت - علیرضا روشن
دوشنبه 22 آذر 1395 12:20
لب بر لبت چنانت به درخت بچسبانم به دلتنگى که درخت شوى که رفتن اگر بخواهى نتوانى که بمانى و گر سخن از رفتن کنى بر اسبت بنشانم پیشاروى خویش در شبِ مهتاب موى تو از یالِ اسب تشخیص نتوانم داد هر دو در باد روى تو از ماه به سوى خویش بگردانم چنان ببوسمت به دلتنگى که ماه آه بتابد . علیرضا روشن
-
لب بر لبت - علیرضا روشن
دوشنبه 22 آذر 1395 12:20
لب بر لبت چنانت به درخت بچسبانم به دلتنگى که درخت شوى که رفتن اگر بخواهى نتوانى ! که بمانى ... علیرضا روشن
-
چشم وا کردم و دیدم خبر از رویا نیست - مهدی فرجی
چهارشنبه 17 آذر 1395 16:51
چشم وا کردم و دیدم خبر از رویا نیست هیچ کس این همه اندازه ی من تنها نیست بی تو این خانه چه سلول بزرگی شده است که دگر روشنی از پنجره اش پیدا نیست مرگ؛ آن قسمت دوری که به ما نزدیک است عشق؛ این فرصت نزدیک که دور از ما نیست چشم در چشم من انداخته ای می دانی چهره ای مثل تو در آینه ها زیبا نیست هیچ دیوانه ای آن قدر که من...
-
از شوکت فرمانروایی ها سرم خالیست - فاضل نظری
سهشنبه 16 آذر 1395 18:25
از شوکت فرمانروایی ها سرم خالیست من پادشاه کشتگانم!کشورم خالیست چابک سواری نامه ای خونین به دستم داد با او چه باید گفت وقتی لشکرم خالیست خون گریه های امپراتوری پشیمانم در آستین صبر جای خنجرم خالیست مکر ولیعهدان و نیرنگ وزیران کو؟ تا چند از زهر ندیمان ساغرم خالیست؟ ای کاش سنگی در کنار سنگ ها بودم حالا که من کوهم ولی...
-
آوِِخ هنوز زخمیم و رنج می برم - نجمه زارع
سهشنبه 16 آذر 1395 16:43
آوِِخ هنوز زخمیم و رنج می برم دنیا هر آنچه داشت بلا ریخت بر سرم مردم چه می کنند که لبخند می زنند ؟ غم را نمی شود که به رویم نیاورم قانون روزگار چگونه است کین چنین درگیر جنگ تن به تنی نابرابرم تو آنقدر شبیه به سنگی که مدتی است از فکر دیدن تو ترک می خورد سرم وا مانده ام که تا به کجا می توان گریخت از این همیشه ها که...
-
بانـــــوی اساطیر غـــــزل های من اینست - حسین منزوی
سهشنبه 16 آذر 1395 15:05
بانـــــوی اساطیر غـــــزل های من اینست صد طعنه به مجنون زده لیلای من اینست! گفتم کــــه سرانجـــام بـــه دریـــا بزنم دل هشدار دل! این بار ، که دریای من اینست! من رود نیاسودنــم و بودن و تا وصــل آسودگی ام نیست که معنای من اینست هر جا که تویی مرکز تصویر من آنجاست صاحب نظرم علـــم مرایـــای من اینست گیرم که بهشتم به...
-
مُردم! چقدر فاصله ... آخر نمیشود - امید صباغ نو
سهشنبه 16 آذر 1395 15:03
مُردم! چقدر فاصله ... آخر نمیشود یک عمر صبر کردم و دیگر نمیشود حسّی که سالها به تو ابراز کرده ام زیر سوال رفته و باور نمیشود هرشب اگر چه دسته گلی آب میدهی ! بی فایده ست؛ عشق تناور نمیشود ای سوژهء تمام غزل های قبل ازین! بعد از تو "باز" یارِ کبوتر نمیشود افتاده ام درست تهِ چال گونه ات پای دلم شکسته و...
-
زخم دل - پژمان بختیاری
سهشنبه 16 آذر 1395 10:06
اشک آمده ست و دامن مردم گرفته است پیچیده آه و راه تـرنم گرفته است منگر دهان خنده زنم را که این دهان زخم دل است ونقش تبسم گرفته است میخانه هست وباده کشان رانشاط نیست ساغرتهی نشسته،دل خم،گرفته است نه دشمن است ایمن ازآسیب اونه دوست گویی زمانه طینت کژدم گرفته است دارم هزار گونه شکایت ز دست دوست دردا که نالـه راه تکلم...
-
مرا ندیده بگیرید و بگذرید از من - حسین منزوی
دوشنبه 15 آذر 1395 16:03
مرا ندیده بگیرید و بگذرید از من که جز ملال نصیبی نمیبرید از من زمین سوخته ام نا امید و بی برکت که جز مراتع نفرت نمی چرید از من عجب که راه نفس بسته اید بر من و باز در انتظار نفس های دیگرید از من خزان به قیمت جان جار می زنید اما بهار را به پشیزی نمی خرید از من شما هر آینه ، آیینه اید و من همه آه عجیب نیست کز اینسان...
-
من بدین خوبی و زیبایی ندیدم روی را - سعدی
دوشنبه 15 آذر 1395 11:05
من بدین خوبی و زیبایی ندیدم روی را وین دلاویزی و دلبندی نباشد موی را روی اگر پنهان کند سنگین دل سیمین بدن مشک غمازست نتواند نهفتن بوی را ای موافق صورت و معنی که تا چشم من است از تو زیباتر ندیدم روی و خوشتر خوی را گر به سر میگردم از بیچارگی عیبم مکن چون تو چوگان میزنی جرمی نباشد گوی را هر که را وقتی دمی بودست و دردی...
-
من از چه چیز تو ای زندگی کنم پرهیز - محمدعلی بهمنی
چهارشنبه 10 آذر 1395 18:05
من از چه چیز تو ای زندگی کنم پرهیز که انعطاف تو، یکسان نشسته در هر چیز تفاهمی است میان من و تو و گل سرخ رفاقتی است میان من و تو و پاییز به فصل فصل تو معتادم ای مخدر من به جوی تشنه ی رگ های من بریز بریز نه آب و خاک، که آتش، که باد می داند چه صادقانه تو با من نشسته ای-من نیز اسیر سحر کلام توام، بگو بنشین مطیع برق پیام...
-
به زیر پرده آن روی دلآرا - فایز
چهارشنبه 10 آذر 1395 11:19
به زیر پرده آن روی دلآرا بود چون شمع در فانوس پیدا دل فایز چو پروانه به دورش مدامش سوختن باشد تمنا فایز
-
دریاها سیاه اند - شمس لنگرودی
سهشنبه 9 آذر 1395 21:10
امشب دریاها سیاه اند باد زمزمه گر سیاه است پرنده و گیلاس ها سیاه اند دل من روشن است تو خواهی آمد. شمس لنگرودی
-
ساقیا برخیز و درده جام را - حافظ
دوشنبه 8 آذر 1395 18:37
ساقیا برخیز و درده جام را خاک بر سر کن غم ایام را ساغر می بر کفم نه تا ز بر برکشم این دلق ازرق فام را گر چه بدنامیست نزد عاقلان ما نمیخواهیم ننگ و نام را باده درده چند از این باد غرور خاک بر سر نفس نافرجام را دود آه سینه ٔ نالان من سوخت این افسردگان خام را محرم راز دل شیدای خود کس نمیبینم ز خاص و عام را با دلارامی...
-
تو را ز حال پریشان ما چه غم دارد - سعدی
دوشنبه 8 آذر 1395 18:19
تو را ز حال پریشان ما چه غم دارد اگر چراغ بمیرد صبا چه غم دارد تو را که هر چه مرادست میرود از پیش ز بی مرادی امثال ما چه غم دارد تو پادشاهی گر چشم پاسبان همه شب به خواب درنرود پادشا چه غم دارد خطاست این که دل دوستان بیازاری ولیک قاتل عمد از خطا چه غم دارد امیر خوبان آخر گدای خیل توایم جواب ده که امیر از گدا چه غم...
-
گفتا که می بوسم تو را، گفتم تمنا می کنم - سیمین بهبهانی
یکشنبه 7 آذر 1395 18:36
گفتا که می بوسم تو را، گفتم تمنا می کنم گفتا اگر بیند کسی، گفتم که حاشا می کنم گفتا ز بخت بد اگر، ناگه رقیب آید ز در گفتم که با افسونگری، او را ز سر وا می کنم گفتا که تلخی های می گر نا گوار افتد مرا گفتم که با نوش لبم، آنرا گوارا می کنم گفتا چه می بینی بگو، در چشم چون آیینه ام گفتم که من خود را در آن عریان تماشا می...
-
در شعرهای من - علیرضا روشن
یکشنبه 7 آذر 1395 12:29
در شعرهای من ممکن است ماه، راه شود و کوه، دریا اما درد کماکان همان است که بود. علیرضا روشن
-
دلم در نزد جانان است امشب - فایز
یکشنبه 7 آذر 1395 12:00
دلم در نزد جانان است امشب چو مرغ نیم بریانست امشب کبابی از دل فایز بسازید که سرو ناز مهمان است امشب فایز
-
به دور لاله قدح گیر و بیریا میباش - هاتف اصفهانی
شنبه 6 آذر 1395 18:03
به دور لاله قدح گیر و بیریا میباش به بوی گل نفسی همدم صبا میباش نگویمت که همه ساله می پرستی کن سه ماه می خور و نه ماه پارسا میباش چو پیر سالک عشقت به می حواله کند بنوش و منتظر رحمت خدا میباش گرت هواست که چون جم به سر غیب رسی بیا و همدم جام جهان نما میباش چو غنچه گر چه فروبستگیست کار جهان تو همچو باد بهاری گره...