شعر و دکلمه
شعر و دکلمه

شعر و دکلمه

Leonard Cohen – By The Rivers Dark – The Passion of the Christ








By The Rivers Dark

By the rivers dark
I wandered on.
I lived my life
In Babylon.

And I did forget
My holy song
And I had no strength
In Babylon.

By the rivers dark
Where I could not see
Who was waiting there
Who was hunting me.

And he cut my lip
And he cut my heart.
So I could not drink
From the river dark.

And he covered me,
And I saw within,
My lawless heart
And my wedding ring,

I did not know
And I could not see
Who was waiting there,
Who was hunting me.

By the rivers dark
I panicked on.
I belonged at last
To Babylon.

Then he struck my heart
With a deadly force,
And he said, â??This heart
It is not yours.’

And he gave the wind
My wedding ring
And he circled us
With everything.

By the rivers dark,
In a wounded dawn,
I live my life
In Babylon.

Though I take my song
From a withered limb,
Both song and tree,
They sing for him.

Be the truth unsaid
And the blessing gone,
If I forget
My Babylon.

I did not know
And I could not see
Who was waiting there,
Who was hunting me.

By the rivers dark,
Where it all goes on
By the rivers dark
In Babylon





دانلود آهنگ



ما آدمها - پائولو کوئیلو


ما آدمها دو سبد با خودمون داریم...

یکی جلومون آویزونه، یکی هم پشتمون.

نکات مثبت و خوبی هامونو میندازیم تو سبد جلویی، عیبهامونو تو سبد پشتی.

وقتی تو مسیر زندگی داریم راه میریم، فقط دو چیزو می‌بینیم:

خوبیهای خودمون و عیبهای نفر جلویی.


پائولو کوئیلو



تا آن هنگام که فصل آخر - مارگوت بیکل


تا آن هنگام که فصل آخر
در کتاب زندگی انسانی نوشته نشده
هر صفحه و هر تجربه ای مهیج است
همه چیز گشوده است و قابل تغییر
کسی که تنها
به فصل های قدیمی و ورق خورده ی کتاب بیاندیشد
نقطه اوج فصل آخر زندگی را
از دست می دهد .
 

مارگوت بیکل



Mi Fandango - Gipsy Kings







Spanish
Mi Fandango

 

La carmen esta bailando por la caille en el dia y tiene un cabello blanco y vija sus soros negros el compa douna guitara bailando la boleria
La carmen esta bailando por la caille en el dia y tiene un cabello blanco y vija sus soros negros el compa douna guitara bailando la boleria

Qué lo qué digo é la verdad
Escucha fandango comingo
Qué lo qué digo é la verdad
Qué mas hombre hasa llorar
Los tiercos
Si soy sentiyo de una culpa y el cantaba

La carmen esta bailando por la caille en el dia y tiene un cabello blanco y vija sus soros negros el compa douna guitara bailando la boleria
La carmen esta bailando por la caille en el dia y tiene un cabello blanco y vija sus soros negros el compa douna guitara bailando la boleria

Porqué
Méscucha lo cielo
Mé lévanto la fuerta y lamor
Porqué
Méscucha lo cielo
Si el verdad qué existé un dios
Qué diré la vida del sueno

Y que haga un mundo nuevo

La carmen esta baillando por la calle el el dia y tiene un cabellos blanco y
Vija sus soros negros el compas duna guitara baillando la boleria
Vija sus soros negros el compas duna guitara baillando la boleria
Vija sus soros negros el compas duna guitara baillando la boleria
Vija sus soros negros el compas duna guitara baillando la boleria





دانلود آهنگ



من یکی را از خودم دیوانه تر می خواستم - محمد سلمانی


من یکی را از خودم دیوانه تر می خواستم

سر نمی پیچید اگر یک روز سر می خواستم


اهل عشق و عاشقی اهل تمنّا اهل درد

این چنین دیوانه ای را همسفر می خواستم


می نشستم روبه رویش، روبه رویم می نشست

لحظه های عاشقی از او نظر می خواستم


او قدح در دست و من جامِ تمنّایم به کف

هرچه او می داد من هم بیشتر می خواستم


من کجا در می زدن سودای خیامی کجا

من پیِ جامی دگر جامی دگر می خواستم


هر زمان هرجا که می افتادم از مستی به خاک

تکیه می کردم به مِی از خاک بر می خاستم


بارها فرموده: روزی خواستی از من بخواه

من تورا می خواستم روزی اگر می خواستم


گوشه ای دنج و تو و یک جام مِی قدری گناه

از خدا چیز زیادی را مگر می خواستم؟


 محمد سلمانی


خواب - حسین سلیمانی

 

ازم پرسید

میدونی غم کی میاد سراغ ادم

گفتم نه

گفت وقتایی که میخواى بخوابی

گفتم اونا که خاطره اس

گفت نه غمه

یه وقتایی با حال خوب میاد

یه وقتایى با یه رنگ شاد میاد

یه وقتایی میخوای بخوابیو به شکل بیخوابی میاد

غمه

مطمئن باش


خنده ام گرفت

گفت: چرا میخندى!؟

گفتم : ... من خیلی غم دارم

گفت از کجا میدونى!؟

- از کجا میدونم؟!!.... همین الان

لبام داره میخنده....اما دلم پر از زخمه

یه چى بگم!؟؟

نامردا شبام بیشتر میان سراغ ادم

مطمئنم امشبم خواب ندارم



حسین سلیمانى


دانلود دکلمه



سلام آخر - اهورا ایمان


سلام ای غروب غریبانه دل

سلام ای طلوع سحرگاه رفتن

سلام ای غم لحظه‌های جدایی

خداحافظ ای شعر شب‌های روشن

خداحافظ ای شعر شب‌های روشن

خداحافظ ای قصه عاشقانه

خداحافظ ای آبی روشن عشق

خداحافظ ای عطر شعر شبانه

خداحافظ ای همنشین همیشه

خداحافظ ای داغ بر دل نشسته

تو تنها نمی‌مانی ای مانده بی من

تو را می‌سپارم به د‌ل‌های خسته

تو را می‌سپارم به مینای مهتاب

تو را می‌سپارم به دامان دریا

اگر شب نشینم اگر شب شکسته

تو را می‌سپارم به رویای فردا

به شب می‌سپارم تو را تا نسوزد

به دل می‌سپارم تو را تا نمیرد

اگر چشمه واژه از غم نخشکد

اگر روزگار این صدا را نگیرد

خداحافظ ای برگ و بار دل من

خداحافظ ای سایه‌سار همیشه

اگر سبز رفتی اگر زرد ماندم

خداحافظ ای نوبهار همیشه

 

 

اهورا ایمان

 


دلم گرفت ای هم نفس - اهورا ایمان


دلم گرفت ای هم نفس

پرم شکست تو این قفس

تو این غبار تو این سکوت

چه بی صدا نفس نفس

 

از این نا مهربونی ها

دارم از غصه می میرم

رفیق روز تنهایی

یه روز دستاتو می گیرم

 

تو این شبگریه میتونی

پناه هق هقم باشی

تو ای همزاد همخونه

چی میشه عاشقم باشی

 

دوباره من دوباره تو

دوباره عشق دوباره ما

دو همنفس دو همزبون

دو همسفر دو همصدا

 

تو ای پایان تنهایی

پناه آخر من باش

تو این شب مرگی پاییز

بهار باور من باش

 

بذار با مشرق چشمات

شبم روشن ترین باشه

میخوام آئینه ی خونه

با چشمات همنشین باشه

 

دلم گرفت ای هم نفس

پرم شکست تو این قفس

تو این غبار تو این سکوت

چه بی صدا نفس نفس


اهورا ایمان


رفتن ها... - نوشین جمشیدی




رفتن ها...

گاه چقدر خوب اند...

 

انگار سبک می شوی

از خودت...

 

مثل وقتی که رفتم از دلت

مثل روزی که ندیدی ...مرا

 

مثل آوازی که خواندی، آن شب

مثل من که  خندیدم... و نمی دانم ، چرا؟

 

مثل تو که رفتی از یادم،

مثل من که یادت افتادم....

 

 رفتن ها ...گاه چقدر خوب اند

مثل من که باز  هم ...دروغ گفتم....!

 

نوشین جمشیدی


دانلود دکلمه


دل به غم سپرده ام در عبور سال ها - اهورا ایمان


دل به غم سپرده ام در عبور سال ها

زخمی از زمانه و خسته از خیال ها

چون حکایتی مگو رفته ام ز یاد ها

برگ بی درختمُ در مسیر باد ها

نه صدایی نه سکوتی نه درنگی نه نگاهی

نه تو را مانده امیدی نه مرا مانده پناهی

نیشها و نوشها چشیده ام

بس روا و نا روا شنیده ام

هرچه داغ را به دل سپرده ام

هرچه درد را به جان خریده ام

در مسیر باد ها

هرچه داغ را به دل سپرده ام

هرچه درد را به جان خریده ام

در عبور سال ها

نه صدایی نه سکوتی نه درنگی نه نگاهی

نه تو را مانده امیدی نه مرا مانده پناهی

 

اهورا ایمان



Toto Africa + Lyrics




Africa

 

I hear the drums echoing tonight
But she hears only whispers of some quiet conversation
She’s coming in, 12:30 flight
The moonlit wings reflect the stars that guide me towards salvation
I stopped an old man along the way
Hoping to find some long forgotten words or ancient melodies
He turned to me as if to say, “Hurry boy, it’s waiting there for you”

It’s gonna take a lot to take me away from you
There’s nothing that a hundred men or more could ever do
I bless the rains down in Africa
Gonna take some time to do the things we never had

The wild dogs cry out in the night
As they grow restless, longing for some solitary company
I know that I must do what’s right
As sure as Kilimanjaro rises like Olympus above the Serengeti
I seek to cure what’s deep inside, frightened of this thing that I’ve become

It’s gonna take a lot to drag me away from you
There’s nothing that a hundred men or more could ever do
I bless the rains down in Africa
Gonna take some time to do the things we never had

Hurry boy, she’s waiting there for you

It’s gonna take a lot to drag me away from you
There’s nothing that a hundred men or more could ever do
I bless the rains down in Africa
I bless the rains down in Africa
(I bless the rain)
I bless the rains down in Africa
(I bless the rain)
I bless the rains down in Africa
I bless the rains down in Africa
(Ah, gonna take the time)
Gonna take some time to do the things we never had



دانلود آهنگ 






عاشقم - فریدون مشیری


عاشقم

اهل همین کوچه ی بن بست کـناری

که تواز پنجره اش 

پای به قلب من دیوانه نهادی

تو کجا ؟

کوچه کجا ؟

 پنجره ی باز کجا ؟

من کجا ؟

عشق کجا ؟

طاقتِ آغاز کجا ؟


فریدون مشیری


ﺍﻓﺴﻮﺱ ! - احمد شاملو


ﺍﻓﺴﻮﺱ !

ﺁﻓﺘﺎﺏ

ﻣﻔﻬﻮﻡِ ﺑﯽﺩﺭﯾﻎِ ﻋﺪﺍﻟﺖ ﺑﻮﺩ ﻭ

ﺁﻧﺎﻥ ﺑﻪ ﻋﺪﻝ ﺷﯿﻔﺘﻪ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﻭ

ﺍﮐﻨﻮﻥ

ﺑﺎ ﺁﻓﺘﺎﺏﮔﻮﻧﻪﯾﯽ

ﺁﻧﺎﻥ ﺭﺍ

ﺍﯾﻨﮕﻮﻧﻪ

ﺩﻝ

ﻓﺮﯾﻔﺘﻪ ﺑﻮﺩﻧﺪ!



احمد شاملو