-
اگر تو نبودی عشق نبود - رسول یونان
دوشنبه 12 مهر 1395 16:01
اگر تو نبودی عشق نبود همین طور اصراری برای زندگی اگر تو نبودی زمین یک زیر سیگاری گلی بود جایی برای خاموش کردن بی حوصلگی ها اگر تو نبودی من کاملاً بیکار بودم هیچ کاری در این دنیا ندارم جز دوست داشتن تو رسول یونان
-
جز دیدن روی تو مرا رای دگر نیست - عراقی
دوشنبه 12 مهر 1395 15:57
جز دیدن روی تو مرا رای دگر نیست جز وصل توام هیچ تمنای دگر نیست این چشم جهان بین مرا در همه عالم جز بر سر کوی تو تماشای دگر نیست وین جان من سوخته را جز سر زلفت اندر همه گیتی سر سودای دگر نیست یک لحظه غمت از دل من مینشود دور گویی که غمت را جز ازین رای دگر نیست یک بوسه ربودم ز لبت، دل دگری خواست فرمود فراق تو که: فرمای،...
-
هر دلی کو به عشق مایل نیست - عراقی
دوشنبه 12 مهر 1395 15:45
هر دلی کو به عشق مایل نیست حجره ٔ دیو خوان، که آن دل نیست زاغ گو، بیخبر بمیر از عشق که ز گل عندلیب غافل نیست دل بیعشق چشم بینور است خود بدین حاجت دلایل نیست بیدلان را جز آستانه ٔ عشق در ره کوی دوست منزل نیست هر که مجنون نشد درین سودا ای عراقی، بگو که: عاقل نیست عراقی
-
دستور زبان عشق - قیصر امین پور
دوشنبه 12 مهر 1395 14:45
دست عشق از دامن دل دور باد ! میتوان آیا به دل دستور داد؟ میتوان آیا به دریا حکم کرد که دلت را یادی از ساحل مباد؟ موج را آیا توان فرمود: ایست ! باد را فرمود: باید ایستاد؟ آنکه دستور زبان عشق را بیگزاره در نهاد ما نهاد خوب میدانست تیغ تیز را در کف مستی نمیبایست داد قیصر امین پور
-
حکایت تو که دنیا تو را نیازرده ست - فاضل نظری
پنجشنبه 8 مهر 1395 15:06
حکایت تو که دنیا تو را نیازرده ست دلی گرفته در آیینه های افسرده است حکایت من در مشت روزگار دچار پرنده ای ست که پیش از رها شدن مرده ست یکی پرنده یکی دل ! دو سرنوشت جدا که هر یکی به غم دیگری گره خورده ست به باغ رفتم و دیدم ان شقایق سرخ که پیش پای تو روییده بود پژمرده ست خلاصه ی همه ی رنج های ما این است پرنده ای که دل...
-
دنبال کی می گردی - افشین یداللهی
سهشنبه 6 مهر 1395 15:30
دنبال کی می گردی عشق تو روبروته هر چی دلت خواست بگو چه موقع سکوته؟ ! این روزا فرصت کمه پیش اومد از دست نده وقتش اگه بگذره واسه دو تامون بده چیزی نگفتی اما یک چیزایی فهمیدم با یه سوال شروع کن جوابت رو من میدم دارم میام پا به پات این پا و اون پا نکن تکلیف تو معلومه امروز و فردا نکن شانس در هر خونه رو فقط یه بار می زنه...
-
علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را - شهریار
دوشنبه 5 مهر 1395 17:28
علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را که به ماسوا فکندی همه سایه هما را دل اگر خداشناسی همه در رخ علی بین به علی شناختم من به خدا قسم خدا را به خدا که در دو عالم اثر از فنا نماند چو علی گرفته باشد سر چشمه بقا را مگر ای سحاب رحمت تو بباری ارنه دوزخ به شرار قهر سوزد همه جان ماسوا را برو ای گدای مسکین در خانه علی زن که نگین...
-
باز مرا در غمت واقعه جانی است - عراقی
دوشنبه 5 مهر 1395 14:36
باز مرا در غمت واقعه جانی است در دل زارم نگر، تا به چه حیرانی است دل که ز جان سیر گشت خون جگر میخورد بر سر خوان غمت باز به مهمانی است چون دل تنگم نشد شاد به تو یک زمان باز گذارش به غم، کوبه غم ارزانی است تا سر زلفین تو کرد پریشان دلم هیچ نگویی بدو کین چه پریشانی است؟ از دل من خون چکید بر جگرم نم نماند تا ز غمت...
-
بوی عیدی - شهیار قنبری
دوشنبه 5 مهر 1395 11:03
بوی عیدی بوی توپ ،بوی کاغذ رنگی بوی تند ماهی دودی وسط سفره نو بوی یاس جا نماز ترمه ی مادر بزرگ با اینا زمستونو سر می کنم با اینا خستگیمو در می کنم شادی شکستن قلک پول وحشت کم شدن سکه ی عیدی از شمردن زیاد بوی اسکناس تا نخورده ی لای کتاب با اینا زمستونو سر می کنم بااینا خستگیمو در می کنم فکر قاشق زدن یه دختر چادر سیاه...
-
دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر ما - حافظ
یکشنبه 4 مهر 1395 18:40
دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر ما چیست یاران طریقت بعد از این تدبیر ما ما مریدان روی سوی قبله چون آریم چون روی سوی خانه خمار دارد پیر ما در خرابات طریقت ما به هم منزل شویم کاین چنین رفتهست در عهد ازل تقدیر ما عقل اگر داند که دل در بند زلفش چون خوش است عاقلان دیوانه گردند از پی زنجیر ما روی خوبت آیتی از لطف بر ما کشف...
-
این کوزه که آبخوارهٔ مزدوریست - خیام
یکشنبه 4 مهر 1395 16:00
این کوزه که آبخواره ٔ مزدوریست از دیده ٔ شاهیست و دل دستوریست هر کاسه ٔ می که بر کف مخموریست از عارض مستی و لب مستوریست خیام
-
گوزوم آیدین - شهریار
یکشنبه 4 مهر 1395 08:41
گوزوم آیدین، گورورم سوگلی قارداشلاریمی باسمیشام باغریما ئوز دوغما قارینداشلاریمی آچمیشام قوللاری خلقیمه اوزوک حلقه سی تک سالمیشام حلقه یه قیمتلی اوزوک قاشلاریمی فلکین چرخینی سیندیرمیشام اول داشدا اته گیمده هله ده ساخلامیشام داشلاریمی آچمیشام قرنمیزین باغلی قالان یوللارینی تاپمیشام یوز سنه غربتده کی یولداشلاریمی بو...
-
شوق محال - فریدون مشیری
شنبه 3 مهر 1395 09:19
گاهی میانِ خلوتِ جمع یا در انزوای خویش، موسیقیِ نگاهِ تو را گوش میکنم ... وز شوقِ این محال که دستم به دستِ توست من جای راه رفتن پرواز میکنم ! فریدون مشیری
-
دو سال - گروس عبدالملکیان
دوشنبه 29 شهریور 1395 15:21
دو سال است که می دانم بی قراری چیست درد چیست مهربانی چیست دو سال است که می دانم آواز چیست راز چیست چشم های تو شناسنامه مرا عوض کردند امروز من دو ساله می شوم. گروس عبدالملکیان
-
هیچ دانی ز چه در زندانم ؟ - سیمین بهبهانی
چهارشنبه 24 شهریور 1395 18:22
هیچ دانی ز چه در زندانم ؟ دست در جیب جوانی بردم ناز شستی نه به چنگ آورده ناگهان سیلی ی سختی خوردم من ندانم که پدر کیست مرا یا کجا دیده گشودم به جهان که مرا زاد و که پرورد چنین سر پستان که بردم به دهان هرگز این گونه ٔ زردی که مراست لذت بوسه ٔ مادر نچشید پدری ، در همه ٔ عمر ، مرا دستی از عاطفه بر سر نکشید کس ، به...
-
بانوی بزرگوار من! - نادر ابراهیمی
سهشنبه 23 شهریور 1395 18:35
بانوی بزرگوار من ! به راستی که چه در مانده اند آنها که چشم تنگشان را به پنجره های روشن و آفتابگیر کلبه های کوچک دیگران دوخته اند ... و چقدر خوب است که ما (تو و من) هرگز خوشبختی را در خانه همسایه جستجو نکره ایم. نادر ابراهیمی
-
دلم شکست..کجایی که نوشخند زنی؟ - علیرضا بدیع
سهشنبه 23 شهریور 1395 16:47
دلم شکست..کجایی که نوشخند زنی؟ به یک اشاره دلم را دوباره بند زنی؟ دوباره وصله ای از بوسه های دلچسب ات برین سفال ترک خورده ام به چند زنی؟ اگر به دست تو باشد چه فرق این یا آن؟ دمی ضماد گذاری... دمی گزند زنی مباد دود دل من به چشم غیر رود مخواه بیشتر آتش درین سپند زنی منم که پیش تو از بید سر به زیرترم تویی که طعنه به هر...
-
تورکون دیلی - شهریار
سهشنبه 23 شهریور 1395 08:17
تورکون دیلی تک سئوگیلی ایسته کلی دیل اولماز اؤزگه دیله قاتسان بو اصیل دیل اصیل اولماز اؤز شعرینی فارسا – عربه قاتماسا شاعیر شعری اوخویانلار ، ائشیدنلر کسیل اولماز فارس شاعری چوخ سؤزلرینی بیزدن آپارمیش « صابیر » کیمی بیر سفره لی شاعیر پخیل اولماز تورکون مثلی ، فولکلوری دونیادا تک دیر خان یورقانی ، کند ایچره مثل دیر ،...
-
قدغن - شهیار قنبری
دوشنبه 22 شهریور 1395 18:24
آبی دریا ، قدغن شوق تماشا ، قدغن عشق دو ماهی ، قدغن با هم و تنها ، قدغن برای عشق تازه ، اجازه بی اجازه ... پچ پچ و نجوا ، قدغن رقص سایه ها ، قدغن کشف بوسه ی بی هوا به وقت رویا ، قدغن برای خواب تازه ، اجازه بی اجازه ... در این غربت خانگی بگو هرچی باید بگی غزل بگو به سادگی بگو ، زنده باد زندگی برای شعر تازه ، اجازه بی...
-
چه آتشی ؟ کــه بر آنم بدون بیم گناه - غلامرضا طریقی
دوشنبه 22 شهریور 1395 08:44
چه آتشی ؟ کــه بر آنم بدون بیم گناه تــــورا بغل کنـــم و ... لا اله الا الله... ! به حق مجسمه ای از قیامت است تنت بهشـت بهتــر من ای جهنـــم دلخــــواه چه جای معجزه ؟ کافی ست ادعا بکنی کــه شهـــر پـر شود از بانگ یا رسول الله اگـر چــه روز، هــمه زاهـدنـد امـا شب چه اشکها که به یاد تو می رود در چاه میان این همه شیطان...
-
گفتی چه خبر؟ - امید صباغ نو
یکشنبه 21 شهریور 1395 08:05
گفتی چه خبر؟ از تو چه پنهان خبری نیست در زندگی ام، غیر زمستان خبری نیست در زندگی ام، بعد تو و خاطره هایت غیر از غم و اندوه فراوان خبری نیست انگار نه انگار دل شهر گرفته ست از بارش بی وقفه ی باران خبری نیست ای کاش کسی بود که می گفت به یوسف در مصر به جز حسرت کنعان خبری نیست از روز به هم ریختن رابطه ی ما از خاله زنک بازی...
-
مطرب دوره گرد باز آمد - سیمین بهبهانی
چهارشنبه 17 شهریور 1395 18:20
مطرب دوره گرد باز آمد نغمه زد ساز نغمه پردازش سوز آوازه خوان دف در دست شد هماهنگ ناله سازش پای کوبان و دست افشان شد دلقکِ جامه سرخ چهره سیاه تا پشیزی ز جمع بستاند از سر خویش بر گرفت کلاه گرم شد با ادا و شوخی یِ او سور رامشگران بازاری چشمکی زد به دختری طناز خنده یی زد به شیخ دستاری کودکان را به سوی خویش کشید که : بهار...
-
بانـــــوی اساطیر غـــــزل های من اینست - حسین منزوی
سهشنبه 16 شهریور 1395 16:17
بانـــــوی اساطیر غـــــزل های من اینست صد طعنه به مجنون زده لیلای من اینست گفتم کــــه سرانجـــام بـــه دریـــا بزنم دل هشدار دل! این بار ، که دریای من اینست من رود نیاسودنــم و بودن و تا وصــل آسودگی ام نیست که معنای من اینست هر جا که تویی مرکز تصویر من آنجاست صاحب نظرم علـــم مرایـــای من اینست گیرم که بهشتم به...
-
خلوتی داریم و حالی با خیال خویشتن - شهریار
سهشنبه 16 شهریور 1395 11:42
خلوتی داریم و حالی با خیال خویشتن گر گذاردمان فلک حالی به حال خویشتن ما در این عالم که خود کنج ملالی بیش نیست عالمی داریم در کنج ملال خویشتن سایه دولت همه ارزانی نودولتان من سری آسوده خواهم زیر بال خویشتن بر کمال نقص و در نقص کمال خویش بین گر به نقص دیگران دیدی کمال خویشتن کاسه گو آب حرامت کن به مخموران سبیل سفره...
-
پناه بر عشق - سیدعلی صالحی
دوشنبه 15 شهریور 1395 17:47
پناه بر عشق دو رکعت گریستن در آستین آسمان برای دوری از یادهای تو واجب است واجب است تا از قنوت جهان راهی به آتنا فی مشعر الجنون بیابم سیدعلی صالحی
-
چه فتنه بود که حسن تو در جهان انداخت - سعدی
دوشنبه 15 شهریور 1395 15:45
چه فتنه بود که حسن تو در جهان انداخت که یک دم از تو نظر بر نمیتوان انداخت بلای غمزه نامهربان خون خوارت چه خون که در دل یاران مهربان انداخت ز عقل و عافیت آن روز بر کران ماندم که روزگار حدیث تو در میان انداخت نه باغ ماند و نه بستان که سرو قامت تو برست و ولوله در باغ و بوستان انداخت تو دوستی کن و از دیده مفکنم زنهار که...
-
عاری از صبرم و طاقت نفسم بند آمد - کاظم بهمنی
دوشنبه 15 شهریور 1395 09:34
عاری از صبرم و طاقت نفسم بند آمد عاری از صبرم و طاقت نفسم بند آمد زیر اندوه فراقت نفسم بند آمد ایستاده ای لبه ی زندگیم، از این روست هر کسی رفت سراغت نفسم بند آمد مو زدی شانه و ناخواسته عطری برخواست مثل گلهای اتاقت نفسم بند آمد موقع گفتن این شعر کمی ترسیدم خوش نیاید به مذاقت، نفســـــ.... کاظم بهمنی
-
صبا به لطف بگو آن غزال رعنا را - حافظ
شنبه 13 شهریور 1395 18:24
صبا به لطف بگو آن غزال رعنا را که سر به کوه و بیابان تو دادهای ما را شکرفروش که عمرش دراز باد چرا تفقدی نکند طوطی شکرخا را غرور حسنت اجازت مگر نداد ای گل که پرسشی نکنی عندلیب شیدا را به خلق و لطف توان کرد صید اهل نظر به بند و دام نگیرند مرغ دانا را ندانم از چه سبب رنگ آشنایی نیست سهی قدان سیه چشم ماه سیما را چو با...
-
شوریده ی آزرده دل ِ بی سر و پا من - سیمین بهبهانی
چهارشنبه 10 شهریور 1395 18:17
شوریده ی آزرده دل ِ بی سر و پا من در شهر شما عاشق انگشت نما من دیوانه تر از مردم دیوانه اگر هست جانا، به خدا من... به خدا من... به خدا من شاه ِهمه خوبان سخنگوی غزل ساز اما به در خانه ی عشق تو گدا من یک دم، نه به یاد من و رنجوری ی ِ من تو یک عمر، گرفتار به زنجیر وفا من ای شیر شکاران سیه موی سیه چشم ! آهوی گرفتار به...
-
سنین عمر به هفتاد میرسد ما را - شهریار
دوشنبه 8 شهریور 1395 17:30
سنین عمر به هفتاد میرسد ما را خدای من که به فریاد میرسد ما را گرفتم آنکه جهانی به یاد ما بودند دگر چه فایده از یاد میرسد ما را حدیث قصه سهراب و نوشداروی او فسانه نیست کز اجداد میرسد ما را اگر که دجله پر از قایق نجات شود پس از خرابی بغداد میرسد ما را به چاه گور دگر منعکس شود فریاد چه جای داد که بیداد میرسد ما را تو...