| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | |||||
| 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 |
| 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 |
| 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 |
| 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
| 31 |

لینک کانال دکلمه های علی ایلکا در تلگرام
روی لینک کلیک کنید .
https://telegram.me/deklamehaye_ali_ilka
تو میگریزی و من در غبار رؤیاها
هزار پنجره را بیشکوه میبندم
به باغ سبز نوید تو میسپارم خویش
هزار وسوسه را در ستوه میبندم
تو میگریزی و پیوند روزهای دراز
مرا چو قافلهی سنگ و سرب میگذرد
درنگ لحظهی سنگین انتظار چو کوه
به چشم خستهی من پای درد میفشرد
تو میگریزی چونان که آب از سر سنگ
ز سنگ لال نخیزد نه شکوه نه فریاد
تو میگریزی چونان که از درخت نسیم
درخت بسته نداند گریختن با باد
تو میگریزی و با من نمیگریزی لیک
غم گریز تو بال شکیب میشکند
چو از نیامدنت بیم میکنم با من
نگاه سبز تو نقش فریب میشکند
بیا که جلوهی بیدار هر چه تنهایی ست
به نوشخند گوارای مهر خواب کنیم
به روی تشنگی بیگناه لبهامان
هزار بوسهی نشکفته را خراب کنیم
تو میگریزی اما دریغ! میماند
خیال خستهی شبها و میوههای ملال
اگر درست بگویم نمیتوانم باز
به دست حوصله بسپارم آرزوی وصال
یداله رویایی