شعر و دکلمه
شعر و دکلمه

شعر و دکلمه

شب‌های بلندِ دلتنگی - علی ایلکا

در امتدادِ شب‌های بلندِ دلتنگی،

آنجا که دریا به تاریکی می‌رسد

و موج‌ها نامِ تو را

آهسته بر ساحل می‌نویسند...

تو فانوسِ روشنِ شب‌های منی،

همان نوری که از دورترین فاصله‌ها

راهِ رسیدن به عشق را نشانم می‌دهد.

و من،

مسافرِ خسته‌ی سال‌های دور،

هر بار که در دریای خاطراتمان گم می‌شوم،

به روشنای نگاهت بازمی‌گردم..

 

علی ایلکا

 

شب پر از سکوت - علی ایلکا

شب پر از سکوت است

و آنچه از شب به جای می‌ماند،

نه تاریکی‌ست،

نه ردّ کم‌رنگ مهتاب بر پنجره…

تنها خاطره‌ی توست

که در خلوتِ این شب‌های بلند،

آرام و بی‌صدا

در جانم قدم می‌زند…

 

علی ایلکا