ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 |
8 | 9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 |
15 | 16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 |
22 | 23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 |
29 | 30 |
سکوت، روشنایی، رضایت.
اوایلِ عطرِ چیزیست
شاید اوایلِ آسانِ چیزی ...!
همین ... ایستاده مقابلم
اما یادم نمیآید.
اوایلِ عزیزِ ... اسمش چه بود؟
و سایهروشنِ دامنهای در مِه
و سکوت
و روشنایی
و رضایت.
دو صندلیِ خالی،
فاختهای در خواب،
و عطر چیزی عجیب
در ایوانی از نی و ناروَن.
همه رفتهاند
و هر آن ممکن است
ماه بالا بیاید
ممکن است مسلمان شوم
ممکن است بروم گیتارِ خستهام را بردارم
با باد بروم بردارم بیاورم،
و یک اسم:
سکوت، روشنایی، رضایت.
و چیز ...!
حالا یکی از شما
به این زنِ رو به مغرب نشسته ... بگوید:
اینجا چه میکند؟
ماه، مزار، دی، دنیا
و یک چیزِ دیگر...!
من ساکتام، روشنام، راضیام
شما هم بروید
بروید زندگی کنید!
سید علی صالحی