شعر و دکلمه
شعر و دکلمه

شعر و دکلمه

حیران نشسته ماه - فریدون مشیری


حیران نشسته ماه 

به تنها نشستنم


وین قطره قطره اشک 

به مژگان شکستنم

دیوانگی نباشد اگر 

شور عاشقی است


شب تا سحر 

نگاه به مهتاب بستنم


فریدون مشیری


گفتی که: چو خورشید زنم سوی تو پر - فریدون مشیری


گفتی که: چو خورشید زنم سوی تو پر

چون ماه شبی میکشم از پنجره سر

اندوه، که خورشید شدی تنگ غروب

افسوس، که مهتاب شدی وقت سحر

 

فریدون مشیری