شعر و دکلمه
شعر و دکلمه

شعر و دکلمه

درآمیختن

مجال
بی رحمانه اندک بود و
واقعه سخت نامنتظر.از بهار
حظ ّ تماشائی نچشیدم،
که قفس
باغ را پژمرده می کند.
***
از آفتاب و نفس
چنان بریده خواهم شد
که لب از بوسه نا سیراب.برهنه
بگو برهنه به خاکم کنند
سرا پا برهنه
بدان گونه که عشق را نماز می بریم،-که بی شایبه حجابی
با خاک
عاشقانه
در آمیختن می خواهم.



از دفتر: ابرهیم در آتش


احمد شاملو



نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.