شعر و دکلمه
شعر و دکلمه

شعر و دکلمه

آن قصر که جمشید در او جام گرفت - خیام


آن قصر که جمشید در او جام گرفت

آهو بچه کرد و روبه آرام گرفت

بهرام که گور می‌گرفتی همه عمر

دیدی که چگونه گور بهرام گرفت


خیام

 

ماییم و می و مطرب و این کنج خراب - خیام


ماییم و می و مطرب و این کنج خراب

جان و دل و جام و جامه پر درد شراب

فارغ ز امید رحمت و بیم عذاب

آزاد ز خاک و باد و از آتش و آب

 

خیام

 

پیش از من و تو لیل و نهاری بوده است - خیام


پیش از من و تو لیل و نهاری بوده است

گردنده فلک نیز بکاری بوده است

هرجا که قدم نهی تو بر روی زمین

آن مردمک چشم‌نگاری بوده است

 

خیام